تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


تا نشوی مست خداغم نشود از تو جدا  

برگذری در نگری جز دل خوبان نبری *سرمکش ای دل که از و هرچه کنی جان نبری
تانشوی خاک درش در نگشاید به رضا * تا نکشی خار غمش گل زگلستان نبری
تا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسد *تا سوی دریا نروی گوهر و مرجان نبری
سر ننهد چرخ ترا تا که توبی سر نشوی *کس نخرد نقد ترا تا سوی میزان نبری
تا نشوی مست خداغم نشود از تو جدا *تا صفت گرگ دری یوسف کنعان نبری
تا تو ایازی نکنی کی همه محمود شوی *تا تو ز دیوی نرهی ملک سلیمان نبری
نعمت تن خام کند،محنت تن رام کند *محنت دین تا ن

ادامه مطلب  

مروری بر داستان سیاوش  

 
 
 
آیا می‌شد از فاجعه جلوگیری کرد؟
آیا جنگ و خونریزی اجتناب ناپذیر بود؟
 
 
چو آگاهی آمد به کاوس شاه
که شد روزگار سیاوش تباه
بکردار مرغان سرش را ز تن
جدا کرد سالار آن انجمن
بر و جامه بدرید و رخ را بکند
به خاک اندر آمد ز تخت بلند
 
این همان کی‌کاوسی است که با بی خردی چنین سرنوشتی را برای فرزند خود رقم زده بود.
 
تهمتن هم که سیاوش را پرورانده بود، چو بشنید که: بریدند سر زان تن شاهوار
نه فریادرس بود و نه خواستار
به یک هفته با سوگ بود و دژم
 
روز هش

ادامه مطلب  

مروری بر داستان سیاوش  

 
 
 
آیا می‌شد از فاجعه جلوگیری کرد؟
آیا جنگ و خونریزی اجتناب ناپذیر بود؟
 
 
چو آگاهی آمد به کاوس شاه
که شد روزگار سیاوش تباه
بکردار مرغان سرش را ز تن
جدا کرد سالار آن انجمن
بر و جامه بدرید و رخ را بکند
به خاک اندر آمد ز تخت بلند
 
این همان کی‌کاوسی است که با بی خردی چنین سرنوشتی را برای فرزند خود رقم زده بود.
 
تهمتن هم که سیاوش را پرورانده بود، چو بشنید که: بریدند سر زان تن شاهوار
نه فریادرس بود و نه خواستار
به یک هفته با سوگ بود و دژم
 
روز هش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1