تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


شب بد  

انفد از غیبت متنفری پس خودتم غیبت نکن.پشت هیچ کس غیبت نکن.هیییچ کس..نه دوستات.نه هم خوابگاهیات.نه همکلاسیات.نه فامیلات نه هییییچ کس دیگه ای.هیچ آدمی همه خوبیای دنیارو نمیتونه توی خودش داشته باشه و بدون عیب باشه.پس این چه انتظار بیخودیه که از اطرافیان داری؟؟؟؟؟این بیخود ترین انتظار دنیاسسسس....تو که انقد بعد از اینجور جلسات پر از غیبت تا دو روز از عذاب وجدان خفه میشی و گریه ميکني و پشیمون میشی پس خودتم بس کن.پشت هیچ کس غیبت نکن.همیشه یادت باشه و

ادامه مطلب  

دوستت دارم ولی...  

دوستت دارم ولی راحت جوابم ميکني ميروي با دیگری با غصه آبم ميکني
در کنارت با چه شوقی ساختم این خانه راميروي در عاقبت خانه خرابم ميکني
با دل و جان مشتری بودم به نازت نازنین تشنه آبم چرا دعوت سرابم ميکني؟
عاقلی بودم که عشق تو مرا دیوانه کردبی مروت از چه رو مجنون خطابم ميکني؟
با زبان بی زبانی من بگویم عاشقم سنگ دل مهمان مرا رنج و عذابم ميکني
در ره عشق تو من دیگر شدم سنگ صبور نازنینم بیش ازاینها دل کبابم ميکني ؟؟
#جوادالماسی (سنگ صبور)@javadalmasi59

ادامه مطلب  

فراموش نکن  

 
فراموش نکنروزهایی را که تنها بوده ای فراموش کن. اما هرگز لبخند های شیرین دوستانت را فراموش نکن. روزهای ابریت را فراموش کن. اما ساعات آفتابیت را هرگز فراموش نکن. بدبختی هایی که گاه با آنها روبرو می شوی را فراموش کن. اما خوش بختی هایت را هرگز فراموش نکن. نقشه هایی را که به نتیجه نرسیده اند را فراموش کن. اما هرگز رویاهایت را فراموش نکن شکست هایت را فراموش کن. اما پیروزی هایت را هرگز فراموش نکن.اشتباهاتت را فراموش کن. اما درسهایی را که آموخته ای ه

ادامه مطلب  

بعضی چیزها اصلا فراموش نمیشن  

 
بعضی زخمها اونقد کوچیکن که اصلا حسشون نميکني
ولی امان ازروزی که چیزی باعث میشه
این زخم سرباز کنه
اونوقت میشه یه دمل چرکین
مثل حال این روزهای من درست شبیه این روزهای من ...
گاهی وقتا هرکاری ميکني که یادت بره
ولی زمانی که دیگه کم کم
فک ميکني فراموش کردی
یه اتفاق به یادت میاره
بعضی چیزها اصلا فراموش نمیشن
فقط کمرنگ میشن همین.....

ادامه مطلب  

 

بعضی زخمها اونقد کوچیکن که اصلا حسشون نميکني ولی امان ازروزی که چیزی باعث میشه این زخم سرباز کنه اونوقت میشه یه دمل چرکین مثل حال این روزهای من درست شبیه این روزهای من ...گاهی وقتا هرکاری ميکني که یادت بره ولی زمانی که دیگه کمکم فک ميکني فراموش کردی یه اتفاق به یادت میاره بعضی چیزها اصلا فراموش نمیشن فقط کمرنگ میشن همین.....

ادامه مطلب  

تاریخ فراموش نخواهد شد  

ما فراموش نمی کنیم ... • ما به آتش کشیدن مملکت توسط موسوی و کروبی را فراموش نمی کنیم... • ما فرضیه احمقانه داماد لرستان را فراموش نمی کنیم.... • ما اعلام برندگی قبل از پایان اتمام وقت رای گیری را فراموش نمی کنیم... • ما دستور به ریختن در خیابانها را فراموش نمی کنیم... • ما شادی مقامات صهیونیست، آمریکا و انگلیس را فراموش نمی کنیم... • ما فراموش نمی کنیم که درست قبل از فتنه 88، بی بی سی فارسی برنامه های شبانه روزی را شروع کرد! • ما فراموش نمی کنیم که ه

ادامه مطلب  

آيا ميداني؟؟  

ميداني
 
بیشتر از تمامِ شدن یک رابطه
سرد شدنهای یکهویی و بی دلیل است که آدم را عذاب میدهد
مثل بیمارهایی که میگویند رفتن و ماندنشان ۵۰-۵۰ است، و هر روز دلت میلرزد ...
ميداني
میکُشد آدم را این یکهویی سرد شدنها
مثل اینکه تنت گرم باشد و یکهو سطلی آبِ یخ بر فرق سرت بریزند ...!   

ادامه مطلب  

11  

دو روزه با هم حرف نزدیم...
دلم میخواد باهاش حرف بزنم ولی صلاح نیست...
شما قضاوت کنید
من گفتم پولهات را الکی خرج نکن میگه تو میگی به پدر و مادرم کمک نکن ولی من گفتم به فکر اونا هم باش به فکر خودتم باش.
یه حرفی بهم زده که خیلی بهم برخورده...به راحتی نمیتونم ازش بگذرم.

ادامه مطلب  

خیلی اتفاقی(موقت)  

+ميداني! زمان خیلی چیزها را تغییر میدهد. گاه حتی خود آدم ها را. حال که به چند وقت پیش می اندیشم میبینم خیلی چیزها عوض شده. بودن ها !! و حرف هایی که به هیجی مبدل شده اند!   ميداني!راست میگویند ،زمان که بگذرد حتی یادها هم فراموش میشوند. من نیز خاطرات را سپردم به باد... و شاید هم زمان!برده است او یاد من از خاطرش ،قبل آنکه خاطراتش را من سپارم دست باد ......

ادامه مطلب  

90  

اومدم پست قبلی رو ویرایش کردم...به جای اسم کوچیکت که نوشته بودم چیزی رو که خودت همیشه همه جا می نویسی رو نوشتم... این جوری بهتر شد...
امروز میخواستم بهت زنگ بزنم ولی نشد..یادمم رفته بود...فردا میزنم...
دعوتم کردن رادیو برا مصاحبه در مورد داستان و داستان نویسی وکارگاه... گفتن یه اثر از خودتم بیار که بخونی...
فکر کن...

ادامه مطلب  

افسار لعنتیه ذهن من!  

معمای سرگشتگی همان است كه تو شنیدی و من لمس كردم...به دنبال چه ميروي كه چنین حیران و مبهوت در این دایره بی انتها مانده ای؟ وفای به بی وفایی؟ عهد و پیمان در ازای چه؟ تحمل درد و سرمای امروز؟ چه را به جان میخری؟ با كه سخن میگویی؟ به كجا مینگری؟ گذشته را گذاشتند و رفتند، چه حالی امروز؟ چه چیز را ردیف میكنی و قافیه ها تنظیم میكنی؟ ما را چه شد؟ هوای تو ما را به این روز انداخت...قلم در دست دارم و بی هیچ وقفه ای مینویسم و جملات را پی در پی میكشم، درست مانند

ادامه مطلب  

 

خدات رو دوست نداشته باشی، خودتم دوست نداشته باشی، دیگران رو چطور میتونی دوست داشته باشی؟ 
آرزوم اینه که یه روز از خودم راضی باشم... بگم هر کاری که میخواستم واسش تلاش کردم و از زندگیم و خودم راضیم... خودم رو قبول داشته باشم... آرزومه
حالا با توجه به اینا تو به من بگو من اصلا میتونم بفهمم عشق چیه؟؟
 

ادامه مطلب  

حس تردید  

دلم 
میخواست
آلزایمر 
میگرفتم
فقط 
بخاطر 
اینکه 
بدی هایی 
که
در حقم
کردی 
رو فراموش
کنم...
**** چطور میتونم بگذرم بعد از بیست و اندی سال که از خدا عمر گرفتم و هنوز نتونستم فراموش کنم...دلم میخواد ببخشمت اما واقعا ظلم کردی پدر....

ادامه مطلب  

اين روز هايم!  

روز هایت تغییر كرده این روز ها.. اصلا برنامه هایت عجیب عوض شده این روز ها.. اصلا عجیب عشق داری به این روز ها :))) خلاصه كه عجیب خدا را شكر می كنی این روزها :) احساس می كنی رنگ روزهایت تغییر كرده.. مثلا صورتی یواش :) خلاصه كه دوستش داری . برنامه هایت را می نویسی و می چسبانی به دیوار و هر روز هایلایت می كنی . دوربینت را می گذاری توی كوله پشتی و می روی تنها به عكاسی . ميروي كافه و میلك شیك نوتلا می خوری . صبور شده ای . در مترو با بچه ها حرف میزنی و دوست میشوی. ه

ادامه مطلب  

روزمرگی هایم...  

بعضی آدمها کلا"ساخته شده اندبرای سکوت کردن...وقتی با آنها صحبت ميکني در هیچ حالت خاصی نظری ندارنددر مورد تو ودرد دلهایت...خب یک وقت هایی که آدم یک شنونده خوب وساکت نیاز دارد میتواند از این ها استفاده کند...اما نکندکه دلت حرف بخواهد...از آن دسته حرفهایی که تو یک کلمه اش را بگویی وطرف تا ته قضیه را بخواندوشیرین سر سخن را باز کند وچند دقیقه بیشتر نمیگذرد که تو محواین آدم شده ای..کلا"فراموش ميکني چه دلیلی برای هم صحبت شدن با این فرد درسرت می گذشت همین

ادامه مطلب  

مهدی موسوی (بیهق )  

من ترا میخواهمت ،دلدار ميداني که چیست 
چون غزل میسازمت ،آثار ميداني که چیست 
 
 
خواب در چشمم نمی آید در این پاییز سرد 
ای دلیل هستی ام ، بیدار ميداني که چیست
 
 
با خودم درگیرم و از زندگانی خسته ام 
بی قرارم روز و شب ،بیزار ميداني که چیست
 
 
دیدنت حال و هوایم را دگرگون می کند
عین مورفین نافذی ،دیدار ميداني که چیست 
 
 
با رقیبان حالتی جنگی گرفتم تا بدست آرم ترا
مثل فتح موصل ی ،پیکار ميداني که چیست
 
 
صادقانه شاعرانه عاشقانه گفته ام
باز هم میخ

ادامه مطلب  

آهی بلند سرد..  

آهی بلند از ته دل ..
میدانم.. روزی به سراغ قلبم خواهی آمد..
میدانم روزی سراب بودنت را برایم به اثری واقعی در قلبم مبدل خواهی کرد...
میدانم گل خانه ای که تو درش زندگی ميکني بهشت یست آرام..
میدانم اقاقیا و رز همنشین توست .. شبنم عشق عطر یاس  پر پر شده سپید رویت .. هیچ گاه فراموش نخواهد شد ..
میدانم کابوسم را ميداني .. قرارمان آخر هفته .. با خاک سرد.. دنیای پر از خاطرات مهر لبخند بوسه..
میدانم میبینی اشگ های سوگوار را که بر داغ تنهای عقیم مانده عشق گونه ها را

ادامه مطلب  

بعضی وقتا  

بعضی وقتا دلت میگیره
بعضی وقتا خداروشکر ميکني بابت همه چی
بعضی وقتا انقد خسته ایی ک دوس داری دیگه هیچوقت روزو نبینی
بعضی وقتا مشتاق فردایی
بعضی وقتا از همه چی مینالی از همه کس مینالی
بعضی وقتا انقد دلت شاد و پر انرژیه ک از چشات شیطونی میباره
بعضی وقتا دوس داری زمان ب گذشته برگرده تا خیلی از تصمیمارو دیگه نگیری
بعضی وقتا خدا رو‌شکر ميکني ک تو همین زمانیو اون اتفاق افتاده 
بعضی وقتا میخوای تنهای تنها باشی 
بعضی وقتا تا تنها میشی میگی کاش فلان

ادامه مطلب  

اعصابم تو همه  

امشب دلم گرفته 
مامانمو تو اتاق عمل دوبار احیاش کردن دکتر گفت قلبش نمیکشه دو تا رگ دیگشو گذاشت برای عمل دو هفته دیگه 
خدایا خودت حالشو خوب کن 
من نمیتونم حتی نبودشو تصور کنم 
راستش خدا نمیدونم از کجا شروع کنم خوندن احساس میکنم از همه همسنام عقبم و خوشبخت نیستم الان تو دفترم نوشتم خوشبختم خودتم میدونی چقد بدبخت بودم اما تو کمکم کن فراموشش کنم دیشب تو ذهنم دوباره اون اتفاقا تداعی شد ...چرا من ؟به خودم میگم دفنه دفن مرد گور باباش تو زندگیتو کن و

ادامه مطلب  

چه کنم ...  

مانده ­ام چگونه تو را فراموش کنم؛
اگر تو را فراموش کنم،
باید سالهایی را نیز که با تو بوده ­ام فراموش کنم.
دریا را فراموش کنم
و کافه­ های غروب را،
باران را،
اسبها و جاده­ ها را.
باید دنیا را،
زندگی را
و خودم را نیز فراموش کنم؛
"تو" با همه چیز من آمیخته ­ای...!!!
(رسول یونان)

ادامه مطلب  

دعا از ته ته ته ته ته ته دل  

یکی از " از ته دل ترین" دعا های دنیا رو امروز من تو دلم دارم. یکی از بزرگترین دعاهای زندگیم.
خدا جونم! تلاش فاطمه رو با طلاشدنش جواب بده. تا حالا هیچ وقت قطعی ازت نخواسته بودم که طلا شه. همیشه میگفتم هر چی که میشه و تو میخوای که بشه، حال فاطمه باهاش خوب باشه.  اما الان ازت میخوام که طلا بشه. چون طلا شدن حق تمام سختیاییه که کشیده. لایق طلا شدنه. نمیگم اگه طلا نشه ینی حقش نبوده و اینا...  به نظر من فاطمه مدال طلاش رو توی تمام این مدتی که تلاش کرده گرفته

ادامه مطلب  

دلگیرم ...  

امشب گریه کردم ... برای خودم ... برای سادگی ام ... سخت ترین کار دنیا اینست که دلتنگ باشی و نتوانی با خودت کنار بیایی ... چقدر بیرحم بودی ... چقدر سنگدل ... لباس گوسفندی به تنت آمده بود ... من گرگ بودنت را باور نمی کنم ... دارم دیوونه میشم ... بدون من چقدر سرگرم هستی ... باور شده بود طاقت گریه هایم را نداری ... اما حالا من گریه میکنم و تو عین خیالت نیست! ... باید فراموش کنم ... همه چیز را فراموش میکنم جز یه چیز را ... اینکه میدانستی من دلبسته ات می شوم و اینگونه تا کرد

ادامه مطلب  

وقتي يك صحنه از زندگيمونو نمي تونيم فراموش كنيم  

سلام
دوستان مشکل من این هست که نمی تونم دعوای چند وقت پیش با همسرم رو فراموش کنم
ما ۵ ساله که با هم ازدواج کردیم توی این مدت روزهای تلخ و شیرین داشتیم اما در کل من همسرم رو خیلی دوست داشتم و فکر میکردم اون هم منو دوست داره ولی در دعوای اخیر

ادامه مطلب  

 

ساعت ۲۰:۵۱ یکشنبه پنج مهر گاهی دلت برای کسی تنگ میشه که حتی ارزش دلتنگی هم نداره کاش میتونستم فراموش کنم بخشی از زندگیم رو که نیمی از زندگیم رو فلج کرده خودم میدونم سال ها که بگذره این غم فراموش نمیشه میگن هر انکه از دید رود برود اما نرفت ظلمه و بخدا ظلمه که بهترین روزها اینجوری بگذره

ادامه مطلب  

فراموش شده ...یعنی هیچ  

 
یک نفر گفت :«برو تو فراموش شدی»
من فراموش شدم
دیر یا زود، باید بروم
جای من اینجا نیست
من ورای غم و درد
من میان غم آلوده به یک تنهایی
دل خود را دیدم
در حیاط دل من باغچه ای ست
که در آن جای گل سرخ، گل یخ می روید
من حرمت احساس زمان را دارم
حیف او با من سر پیمانش نیست
کاش سهراب به من هم قفسی می بخشید
تا دلم را غل و زنجیر قفس می کردم
تا دوباره دل غمگین من عاشق نشود
داغ من تازه تر از این حرف است
چه خیالات محالی که عاشق نشوم...
چند روزی ست که در بین شما می گر

ادامه مطلب  

نمیشود  

فراموش کردن کار هرکسی نیست و من به این ناتوانی اعتراف میکنم.
 
در آستانه پیغام فرستادن بودم، که افلاین شدی رأس ساعت 23:9 دقیقه و باز نیومدی و من خیره به صفحه تو موندم تا شاید فرصتی بشه که حرف بزنم و بپرسم و ازت رک و بی پرده جوابش رو درخواست کنم ک باز نیامدی.
 
 
و من از خودم میپرسم
چرا نمیتونم تو رو فراموش کنم؟
 
میم.غین.جانم روزگارت آفتابی 

ادامه مطلب  

دو از چهل  

روزگار سختی است، وقتی نميداني از دنیا چه میخواهی .
میبخشی و پس از آن ميداني که اشتباه کرده ای .
بزرگواری ميکني و ميداني که او ارزشش را نداشت .
دنیا را برای خودم جهنم کرده ام .
روزگار سختی ساخته ام برای خودم . 
او به طرز باور نکردنی برای من غیرقابل تحمل است تنها فاصله است که می تواند حال مرا بهبود ببخشد .
روز دوم پیاده روی ، 
من همچنان از او متنفرم چون او بسیار نادان است .

ادامه مطلب  

FORGET✔  

ميداني ...
گاهی باید فراموش کنی ...
ادمهای مهم زندگیت را بگذاری کنار!
و با بقیه تسویه حساب کنی ...
مثل یک زباله پرتشان کنی بیرون ...
اما !!!
مبادا برای برداشتنشان برگردی!!!
بگذار انهایی ک لیاقتت را نداشتند همان پس زندگی ات بمانند...
خوش باش!
زندگی کن!
شاید عصر پاییز گرفته باشد!
اما حال مرا
تنهایی،
وسط این شلوغی خیابان،
روی این نیمکت پر از خاطره،
و فکر کردن به اشتباهات زندگی،
بدجور خوب میکند!
امتحان کنید . . .

ادامه مطلب  

 

داشتم توی اینستاگرام چرخ میزدم که به مطلبی با عکس یک دختر در حال گریه و زاری رسیدم که زیرش نوشته بود با این 10 روش عشق خود را فراموش کنید 
چرا باید عشقمان را فراموش کنیم ؟ مگر غیر ازین است که اگر کنارمان بوده با خاطراتش و اگر به هر دلیلی کنارمان نبوده با خیالش بهترین لحظات را برایمان ساخته ؟ مگر غیر ازین است که همین عشق باعث شده احساس بهتری به خودمان داشته باشیم؟ حالا چرا باید فراموشش کنیم ؟ اصلا فراموشش کنیم که چه اتفاقی بیفتد؟ بچسبیم به کار ؟

ادامه مطلب  

60.خیالش  

 
مثلا پیش خودت فکر ميکني که یک روز توی جمعیت میبینیش به سمتت می اید و تو راهت را کج ميکني بعد پشیمان میشوی پیش خودت میگویی چرا من راهم را کج کنم ، دوباره تا بخواهی بجنبی و به مسیر قبلی برگردی او رسیده است درست روبرویش سرت رو تا بالا میاوری میبینی او نیست یکی بوده شبیه آنی که فکر میکردی و توی دلت به خودت میخندی که اخر دیوانه این چه اشتباه مضحکی بود که کردی ولی بعدها که موقع چایی خوردن یا وقتی توی بانک منتظری که نوبت شماره‌ت بشود به ان لحظه فکر م

ادامه مطلب  

... :)  

در پی کافه دنجی هستم
ته یک کوچه بن بست فراموش شده
که در آن، یک نفر از جنس خودم
دست و دلبازانه
از خودش دست بشوید گه گاه...
و حواسش به فراموش شدن ها باشد...
کافه ای با دو سه تا مشتری ثابت و معتاد به آه...
کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن...
و صدایی که بخواند:
گل گلدون، بوی موهات، ای که بی تو خودمو...
و تو یک مرتبه احساس کنی
کافه یک کشتی طوفان زده است
وسط خاطره هایی که تورا می بلعند...
 

ادامه مطلب  

65 : تا حالا که بخیر گذشته، ان شالله تا آخر به خیر بگذره...  

سخنی از پدر :)
دیشب خونه دوستِ دوستش توی کرمانشاه خوابیدن
و امروز تا ساعت 15 که زنگیدیم دمِ مرزن و هنوز رد نشدن
آقاجون خودت طلبیدیش... خودتم مراقبش باش 
دمت گرم :)
 
+ امتحانای فیزیک رو داد !!!
اصلا فکر نمیکردم ! از 12 تا 11 تا تست رو درست جواب دادم
1 نمره تشریحی هم گرفتم!
خدایا شکرت
 
++ ساعت 19:30 زنگ زدم به بابا از خواب بیدار شد!
تو راهِ نجف اشرف هستن :)
هی سوال میپرسیدم!
میگفت همه چیو باید گزارش بدم!؟؟!
منم زود قطعیدم! خوابش میومد خو :))
 
++ سالروز در گذشت مرت

ادامه مطلب  

در قالب مکالمه  

۱.
+(مغرورانه به کارگرش دستور میدهد و خود را بالاتر از او میداند)=تو چه برتری نسبت به اون داری به جز اینکه بابات پولدار بوده؟چرا فکر ميکني برتر از اونی؟+حتی خودتم باید نوکریمو بکنی....،برو ادای روشنفکرا رو برا عمت در بیار،تا من پول دارم هر کی کار و پول میخواد همینه=تا حالا فکر کردی کارگرات بیشتر از تو کار میکنن و متاسفانه یک بیستم تو هم درآمد ندارن؟ تو فقط چون بیشتر از اونا پول داری و سرمایه گذاشتی وسط داری اونا رو استثمار می کنی؟نمیخوام بگم این

ادامه مطلب  

فراموشی سفید  

روح کوچک انسانی از روح بزرگ اسمانی گرفته شد
روح بزرگ همه چیز داشت و بی نقص
روح کوچک اما یه چیز خاص به اسم فراموشی داشت
ما یک روح نسیان شده هستیم. ما میتوانیم فراموش کنیم
یک فراموشی بزرگ و یک سوال بزرگ
چرا ما فقط فراموش ميکنيم
 

ادامه مطلب  

1267  

میگه این پستای عاشقانه ش رو باور نكن
اینا رو میزاره فكر تو و چند تا دختر دیگه رو مشغول كنه
گفتم باشه
گفت بكش بیرون از این فراموشش كن بره
گفتم باشه
گفت آره خوب میكنی آفرین
...
حتی الان كه دارم اینو مینویسم هم باز لجم گرفته
در طول تاریخ كی كیو اینطوری فراموش كرده؟ كه بهش بگی زود فراموش كنه اونم بگه باشه و زود هم فراموشش كنه؟!
پ.ن: بعضیا هنوز انقد بزرگ نشدن كه بفهمن زمین تا آسمون تفاوت حرف و عمله 
 

ادامه مطلب  

اولینِ فراموش نشدنی  

هنوز آن اولینِ فراموش نشدنی برایم تا ابد آخرین خواهد مانداولین دیداراولین نگاه...که هر شب مرا وادار به شعر نوشتن می کنداولین صدا که انگار تمام هستی در آن موسیقی می نوازدو برق چشمانی که ستاره ها هر شب ازآن قرض می گیرند...این اولینِ آخریکه بعد از آن هیچ گاه تکرار نخواهد شد ومثل اتفاقی که فقط یک بار رخ می دهدتنها باید آن را به یاد آوردبرای آن نوشتو برایش...
 
باقر دیلمی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1