تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


طفلی هنوز دنبال ِ یه سنگ ِ صبوره. .  

وقتی هی اهمیت نمیدی به خودت.  .  وقتی  هی روزت رو شب ميکني.  . و هی شبت رو روز و اصلاً مواظب ِ دل ِ نازکت نیستی.  . 
هی بلند بلند میخندی و . . 
اصلاً که چی؟! دلیلی نمیبینم خوب نباشم.  . ولی دلم نازک نارنجیه  . .. نمیتونم جلوش رو بگیرم ُ براش کاری کنم.  . 
همه چیز خیلی خوبه جز اینکه کمی هنوز بعد ِ چهار ترم برام مشکل ِ از عزیزام دور بودن  . ..
بعضی شبا دل گیره و نمیتونی حرفی بزنی.  ..بعضی شبا آهنگ گوش میدی و دوس نداری به

ادامه مطلب  

طفلی هنوز دنبال ِ یه سنگ ِ صبوره. .  

وقتی هی اهمیت نمیدی به خودت.  .  وقتی  هی روزت رو شب ميکني.  . و هی شبت رو روز و اصلاً مواظب ِ دل ِ نازکت نیستی.  . 
هی بلند بلند میخندی و . . 
اصلاً که چی؟! دلیلی نمیبینم خوب نباشم.  . ولی دلم نازک نارنجیه  . .. نمیتونم جلوش رو بگیرم ُ براش کاری کنم.  . 
همه چیز خیلی خوبه جز اینکه کمی هنوز بعد ِ چهار ترم برام مشکل ِ از عزیزام دور بودن  . ..
بعضی شبا دل گیره و نمیتونی حرفی بزنی.  ..بعضی شبا آهنگ گوش میدی و دوس نداری به

ادامه مطلب  

 

عشق عشق عشق
همش میگفت" وقتی نباشم فراموش میشه
اصن ادما کارشون فراموش کردنه..کلی ادم هستن که همو فراموش کردن!!"خب پس چرا من نمیتونم؟نزدیکه چار سال شده کهروز بروزم دلم تنگ تر میشه
آدم چطور میتونه کسی رو که تمام وجودشه رو فراموش کنه؟!!

ادامه مطلب  

 

چقدر دلنشین است که تو مرا میشناسی
      ميداني من همان عشق آرام همیشگی‌ام
             که فقط چندگاهی است بی حوصله شده ام
 
چقدر خوب است که تو می فهمی
بی حوصلگی هایم را
و ميداني که از دلتنگی است
بدی ها و غرزدن‌هایم
و به دل نمیگیری...و غمگین نمیشوی
بلکه با محبت مرا می‌پذیری
درک می‌کنی
آرامم ميکني
و همچنان عاشق می‌مانی...
 
چقدر شیرین است
که برای فرار از تکرارها و خستگی ها
دست مرا میگیری
و به دوردستهای زیبای پاییزی می‌بری
به صدای زیبای خش خش ب

ادامه مطلب  

 

چقدر دلنشین است که تو مرا میشناسی
      ميداني من همان عشق آرام همیشگی‌ام
             که فقط چندگاهی است بی حوصله شده ام
 
چقدر خوب است که تو می فهمی
بی حوصلگی هایم را
و ميداني که از دلتنگی است
بدی ها و غرزدن‌هایم
و به دل نمیگیری...و غمگین نمیشوی
بلکه با محبت مرا می‌پذیری
درک می‌کنی
آرامم ميکني
و همچنان عاشق می‌مانی...
 
چقدر شیرین است
که برای فرار از تکرارها و خستگی ها
دست مرا میگیری
و به دوردستهای زیبای پاییزی می‌بری
به صدای زیبای خش خش ب

ادامه مطلب  

 

بعد علی گفت مگه یادت رفته بهت گفتم تنظیماتشو دست کاری کردم و الان دیگه نمی تونم اسکرین بگیرم؟ گفتم عه خب من نمیدونستم. گفت خنگه چی چیو نمیدونستم؟ همین چن روز پیش بحث کردیم و بت گفتم. توام خندیدی و گفتی تنظیماتش واسه اینه که بقیه نتونن اسکرین بگیرن حالا تو خودت نمیتونی؟ گفتم عه خب من یادم نیست. گفت نگو یادم نیست بگو مهم نیس واست. شاید علی راس میگه. این چیزایی که فراموش میکنم واسم فاقد اهمیته. و در واقع من همه چیو فراموش می کنم.

ادامه مطلب  

عدالت  

دعا كن این تنهایی تموم بشه. پر بغضم . مثل پارسال كه هرچی دلشون خواست بهم گفتن و هیچكس جز تو نمونده بود برام . الان كه تو هم نیستی.
اشتباه من بود كه آدما رو باور كردم . اشتباه بزرگ من بود كه فكر می كردم اگه تلاش كنی برای خوشحالی بقیه ، خودتم شاد می شی .
باید ، باید باید سنگ دل می شدم ، نه الان . همون روزا و می گفتم خوشتون نمی آد ؟ هری .
فقط طرف تورو گرفتم . گفتم حق ندارن پشتت بد بگن و بیان تو روت بخندن و كامنت خیلی دوستانه بدن وقتی پشتت اونجورین . پشت یكی

ادامه مطلب  

پویا جمشیدی  

آدما به دو دلیل ترکت می‌کنن، یا ازت خسته می‌شن، یا پیش خودشون فکر می‌کنن اگه نباشن، برات بهتره. توی هر دو حالت هم نظر تو خیلی براشون مهم نیست. توی این شرایط هیچی لذتبخش‌تر از این نیست که دقیقا همون کاری رو بکنی که نمی‌خوان. اونا هی سعی می‌کنن فراموش کنن، هی سعی می‌کنن فراموش بشن. بعد تو هی هرروز و هرروز و هرروز، بیشتر و بیشتر بهشون فکر می‌کنی. که یادت نره، که فراموش نکنی.بالاترین حد دوست داشتن اینه که سرِ یه نفر، تا ابد با خودت لج کنی.من به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

طواف  

پرویز عوضی خوب است
اگر تو را دوست دارد.
و باغ آبادی ِ گوساله ، اگر.
و همه مردم شهر 
اگر كه می كارند تندیس تو را در ميداني برای طواف.
و من حتی
كه دیری است - بی دلیل-
ایمان آورده ام به چشم هایت .
قبول كن كه می شه با نوشته های مستور ، مرد. 
 

ادامه مطلب  

داستانهایی ازانقلاب  

.روزهای فراموش نشدنی.
این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذا

ادامه مطلب  

داستانهایی ازانقلاب  

.روزهای فراموش نشدنی.
این روزها، روزهایی ماندگار و فراموش ناشدنی در تاریخ ملت بزرگ ماست، روزهای پیروزی انقلاب اسلامی است؛ انقلابی که رساترین فریاد تاریخ، یعنی امام امت، آن را رهبری کرد و به فرجام رساند و برای حفظ آن، با تمام وجود تلاش کرد. انقلابی که مبتنی بر بینش عمیق توحیدی و الهام گرفته از انقلاب سرخ عاشورای حسینی بود، که در آن عده ای قلیل، با اعتقادی وسیع و راسخ، نیروهای کفر و باطل را شکست دادند و چشم قدرتمندان را خیره ساختند. با پای گذا

ادامه مطلب  

پست۵۱  

به نظر من عشق وجود نداره..
حتی اونی که توی دانشگاه همش تورو میپاد! 
ادم مامور میکنه بیاد دنبالت تا ببینه کجاها میپری..
همش دروغه! هیچ عشقی واقعی نیس! حتی اونی که مزرعه بازیشو با اسم تو تزیین میکنه! به عشق تو این کار رو میکنه
اونم دروغ میگه!!
هیچ عشقی واقعی نیس..
همش "عادت"ـــــه
همش وابستگیه پوچه.. همش گذراس
اما بعده یه مدت تو میمونیُ یه مشت خاطره له شدی ی خاک خورده که نمیدونی باهاشون چیکار کنی.. فراموش یا ستایش!!
 
خودمم نمیدونم چرا انقد دلم برات تن

ادامه مطلب  

دلِ دیوار، دیدار، یار  

حالا مثلا زمانش گذشته و رفته است یک‌جایی توی سر آدم، خیلی قشنگ و شسته‌رُفته ایستاده یک‌گوشه و تکیه داده به شانه‌ی باقی خاطرات، خاطرات این‌سال‌ها، که یادآوری‌شان بعضاً عطر و طعم آه و ناله و ماتم دارد با خودش. اما این یکی فرق دارد. مثل این کتاب‌های قطع رُقعی که وقتی می‌گذارندشان توی کتاب‌خانه، لابه‌لای کتاب‌ها، از هر جا که چشم بگردانی و نظر کنی به قفسه‌ی کتاب‌ها، انگار تو را بخواند و صدایت بزند، انگار بگوید بیا مرا بردار، بیا یک نگاه

ادامه مطلب  

هنر مرد بودن!  

این روزا مردی شدم واسه خودم! بیرون از خونه کلی فشار و دغدغه و استرس که وقتی میای تو و کلید و توی قفل 
در می چرخونی میشه یه لبخند میاد روی صورتت که از سرمای هوا گل انداخته...
بعد میای میشینی به غرغرای خانوم خونه گوش میدی و میگی ببخشید که نیستم ...سعی میکنم جبران کنم 
در حالی که خودتم میدونی شدنی نیست. بعد بچه ها میان به اونا میگی یکم با خانوم خونه همکاری کنین که 
وقتی من میام یکم دیرتر برسیم به پارت غرغر! حالا تازه اونا شروع میکنن بهت غر زدن....و تو د

ادامه مطلب  

هنر مرد بودن!  

این روزا مردی شدم واسه خودم! بیرون از خونه کلی فشار و دغدغه و استرس که وقتی میای تو و کلید و توی قفل 
در می چرخونی میشه یه لبخند میاد روی صورتت که از سرمای هوا گل انداخته...
بعد میای میشینی به غرغرای خانوم خونه گوش میدی و میگی ببخشید که نیستم ...سعی میکنم جبران کنم 
در حالی که خودتم میدونی شدنی نیست. بعد بچه ها میان به اونا میگی یکم با خانوم خونه همکاری کنین که 
وقتی من میام یکم دیرتر برسیم به پارت غرغر! حالا تازه اونا شروع میکنن بهت غر زدن....و تو د

ادامه مطلب  

 

مدتهاست که نمیتونم بنویسم و احساساتمو تخلیه کنم و آشفتگی هامو با نوشتن برطرف کنم.خوابشو دیدم...تو این وبلاگ انقد در مورد سوم شخصای مختلف حرف زدم که خودمم نمیدونم چجوری بگم خواب کیو دیدم...خواب کسی که مرداد۹۳وارد زندگیم شد و در عرض هفت ماه به کل از زندگیم خارج شد...بعضی وقتا بخاطر اینکه یه مدت برا داشتن کسی اصرار میکردی از همه خجالت میکشی حتی از خودت...تو خوابم دقیقا همین حسو داشتم...آبجیم باز میخواس بحثو بکشونه سمت اینکه طرف لیاقت منو نداشته و م

ادامه مطلب  

یخبندون  

شازده کوچولو پرسید: دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن؟ 
روباه گفت:کدوم یکی برا پرنده مهمتره: بال راست یا بال چپ؟؟
 


آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی
. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود
. تو مسئول گل خود هستی...
شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد:
من مسئول گل خود هستم...

ادامه مطلب  

یخبندون  

شازده کوچولو پرسید: دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن؟ 
روباه گفت:کدوم یکی برا پرنده مهمتره: بال راست یا بال چپ؟؟
 


آدمها این حقیقت را فراموش کرده اند ولی تو نباید فراموش کنی
. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود
. تو مسئول گل خود هستی...
شازده کوچولو برای اینکه به خاطر بسپارد تکرار کرد:
من مسئول گل خود هستم...

ادامه مطلب  

چگونه فراموش کنم تو را؟  

چگونه فراموشت کنم تو را .که از خرابه های بی کسی به قصر سپید عشق هدایتم کردی.عاشقی بی قرار و یاری با وفا برای خویش ساختی.اهو بره ای شدی که دوستی گرگ را پذیرفتی.وبرای اشکهای او شانه هایت را ارزانی داشتی.و با صداقت عاشقانه ات دلش را به دست آوردی.چگونه فراموشت کنم تو را .که سالها در خیالم سایه ات را می دیدم.و طپش قلبت را حس می کردم. و به جستجوی یافنت به درگاه پروردگارم دعا می کردم.که خدایا پس کی او را خواهم یافت.چگونه فراموشت کنم تو راکه همزمان با تول

ادامه مطلب  

دل نوشته/دلتنگم  

چرا مخاطبان خاص اینقدر بی معرفتند؟
دلتنگم، از دست آدم هایی که عادت های خوبشان را زود فراموش می کنند دلگیرم
آدم هایی که زود عوض می شوند، با شرایط
و تنهایت می گذارند، تو را که زمانی فکر می کردی تمام دنیایشان هستی
دنیا برایم قفس شده، قفس را خودم ساختم
انتخابم بود تا ابد بنویسم:دلتنگم

ادامه مطلب  

سی ممیزد هزار و صد و پانزده (سوالات بی جواب)  

آزادی رو چی تعریف ميکني؟ یعنی وقتی میگی آزادی دقیقا میزانت چیه؟ از چی میخوای آزاد شی؟ از محدودیت های کی؟ خودت یا دیگران؟ اصلا تا بحال متوجه این شدی که خودت هم برای خودت محدودیت ایجاد ميکني و آزادی خودتو سلب ميکني؟ دل تنگ چی شدی خان؟ دل چیه؟ این حس ها چین که هی داری ازشون تعریف ميکني؟ اصلا معنی ها رو از کجا آوردی؟ تقلید ميکني فقط؟ مفهوم تو چیه ؟ این قرص ها چیه هرشب داری میندازی بالا؟  این نیرو چیه که تو توی دستت نداریش؟ چرا دستات بی حس شدن؟ حتی

ادامه مطلب  

سی ممیزد هزار و صد و پانزده (سوالات بی جواب)  

آزادی رو چی تعریف ميکني؟ یعنی وقتی میگی آزادی دقیقا میزانت چیه؟ از چی میخوای آزاد شی؟ از محدودیت های کی؟ خودت یا دیگران؟ اصلا تا بحال متوجه این شدی که خودت هم برای خودت محدودیت ایجاد ميکني و آزادی خودتو سلب ميکني؟ دل تنگ چی شدی خان؟ دل چیه؟ این حس ها چین که هی داری ازشون تعریف ميکني؟ اصلا معنی ها رو از کجا آوردی؟ تقلید ميکني فقط؟ مفهوم تو چیه ؟ این قرص ها چیه هرشب داری میندازی بالا؟  این نیرو چیه که تو توی دستت نداریش؟ چرا دستات بی حس شدن؟ حتی

ادامه مطلب  

 

سلام مامانم. چند شب پیش خوابتو دیدم. میدونی از کی به خوابم نیومدی. شاید تو منو فراموش کرده باشی . نمیدونم که. خواب دیدم مریض هستی و تو بیمارستان بستری شدی. ولی بعد حالت خوب شده بود و اومدی خونه و بغلت کردم. تعبیرش نمیدونم چیه ولی میدونم که خوبه. دوست دارم مامانم

ادامه مطلب  

حمیدرضا هندی  

از یک روز به آنطرف تربه یقینِ تنهایی میرسی.. وبرآورد ميکني کمّیتِ آدم های دور و برت را.. کههر چه بیشتر باشند،کیفیتِ تنهایی ات اعلی تر میشود..یقین تنهایی یعنیبی کسی ات را در پستوی ذهنت پنهان ميکني تامبادا احدی بویی ببرد کهپشت لبخندهای شیک و تمیزت،چه زهرِ خنده هایی خاک می خورند.. کهخوب ميدانيهیچ کس هنوز آنقدر عینی نشده تاتو را از ذهنیتِ تنهایی ات، بیرون بکشد..

ادامه مطلب  

ولی عصر  

خیلی گذشته از ننوشتن خاطره ها. شاید انقدر توی خودم غرق شده بودم که فراموش کردم خاطراتمو بنویسم. شاید انقدر توی مشکلاتم و اتفاقات دوروبرم بودم که یادم رفته بود احساساتی هم دارم. شاید یه مدت فراموش کردم من کیم. وقتی بخوای هرچیزی رو خودت تنها به دوش بکشی و ازین قانونه(( این غریزه ی زن هاست که تکیه کنند)) فاصله بگیری، تنها میشی و خیلی وقت ها احساساتتو نمیبینی. شاید برای همینه که بی احساس ترین آدم شناخته شدم. ولی وقتی تا این حد هم فرو رفتم، کسی رو داش

ادامه مطلب  

 

چیزی مسخرهدر دوستی ماستاز من می‌خواهیجامه‌ی کریستین دیور بر تن کنمو خود را به عطر شاه زاده‌ی موناکوعطرآگین سازمو فرهنگ لغات بریتانیکا راحفظ کنمو به موسیقی یوهان برامزگوش دهمبه شرط این‌کههمانند مادر بزرگم بیندیشم!!...از من می‌خواهی که دانشمندی چونمادام کوری باشمو رقاصه‌ای دیوانه در شب سال نو چون مادونابه این شرط کهحجابم را هم چون عمه‌ام حفظ کنمو زنی عارف باشم چون رابعه‌ی عدویه...؟!اما فراموش کردی به من بگویی چگونه.!! 
غاده_السمان

ادامه مطلب  

 

چیزی مسخرهدر دوستی ماستاز من می‌خواهیجامه‌ی کریستین دیور بر تن کنمو خود را به عطر شاه زاده‌ی موناکوعطرآگین سازمو فرهنگ لغات بریتانیکا راحفظ کنمو به موسیقی یوهان برامزگوش دهمبه شرط این‌کههمانند مادر بزرگم بیندیشم!!...از من می‌خواهی که دانشمندی چونمادام کوری باشمو رقاصه‌ای دیوانه در شب سال نو چون مادونابه این شرط کهحجابم را هم چون عمه‌ام حفظ کنمو زنی عارف باشم چون رابعه‌ی عدویه...؟!اما فراموش کردی به من بگویی چگونه.!! 
غاده_السمان

ادامه مطلب  

 

 
ترسم از آدم هاییه که مثل تاکسی باهات برخورد می کنن!آدم هایی که بی هوا وارد زندگی میشن، با عجله حرف از دوست داشتن می زنند و برای پیش رفتن شتاب دارند.لعنتی ها می خوان فرار کنن، می خوان فراموش کننو وقتی هم می بینن به اندازه کافی دور شدنبی مقدمه میگن:ممنون، پیاده میشم!
 

ادامه مطلب  

رزو ششم  

سلامامروز اگر اشتباه نکنم بیست و پنجمین روز بدون مصرف نیکوتین منه.بیست و پنج روز کم نیست برای کسی که هیچ‌کسی رو جز خدای خودش نداره که باهاش چند کلمه راحت حرف بزنه. هیچ کس نیست. سال‌ها بود که سیگار تنها چیزی بود که کمکم می‌کرد که زندگی کنم. اذیتم می‌کرد، ولی خب همیشه باهام بود. وقتی که بغض می‌کردم از تنهایی، تنها چیزی که باهام بود همون سیگاری بود که دود می‌کردم.تعداد جلساتم در هفته کم به هفته‌ای یک جلسه رسیده. کم‌کم دوباره دارم فراموش می‌ک

ادامه مطلب  

من پس از تو...  

و بلاخره اخر هفته...
و دلتگی هایی که ناخواسته تو دل ادم بوجود میاد...خب دلیلش هم میدونیم...
ولی خودمونو میزنیم به اون راه که مثلن خبر نداریم از حال دلمون...
حال دلی که بی قرار...هنوزم عاشق...هنوزم دلتنگه...
ای کاش اون شنبه ای که تصمیم به فراموش کردن داریم این شنبه باشه...
چرا...بعضی ادما با چه حقی میتونن تا این حد زندگیمونو بهم بریزن...داغونمون
کنن...
بهمون دروغ بگن..حرف از موندن بزنن..ولی فقط حرف...
اخرش بشه رفتن...جدایی..تمام...
ندیدن و نشنیدنت عشقت رو از دل

ادامه مطلب  

 

این هفته هم تموم شد..
یه هفته دیگه هم گذشت مثه تموم هفته ها پر درد
بده که مرحم دردت بشه چن تا اهنگ
از اون بدتر اینه که اون اهنگا بعد از یه مدت دیگه مرحمت نباشن.
خیلی بده که هرچی جلوتر میری به جا امید ناامیدی بیاد
چرا دروغ بگم..؟
شادی رو فراموش کردم دیگه شادی برام یه کلمه نامفهومه..
ایا شادی همون لبخند زوریه که هرروز میزنم..
آیا شادی همین بغضیه که با سکوت قورتش میدم..؟
به نظرم همینه باید ازش لذت ببرم...
 
 

ادامه مطلب  

 

نمیدانم
امده بودی
تلنگری باشی برای زندگی ام
...
یا نقطه ی عطفی برای "ایستادنم"
...نمیدانم
امده بودی 
مرا از رفتن جای بگذاری
یا بروی و من
بمانم
ک بمانم
و ...
نمیدانم
باید چه کنم؟
اما میدانم
که اگر تکانی نخورم
نبض این
زندگی خواهد ایستاد
و من از ماندن میهراسم
سمیرا
*****************
امروز بعد دو سه روز از خونه رفتم بیرون
...
از بعد کلاس از پنجشنبه خونه بودم
...
بهر حال برا روحیه ام هم بد نبود
...
مامان با پسر خاله کار داشت
...
قرار بود
بریم خرید 
پیش دوستش
..
قرار بود

ادامه مطلب  

 

نمیدانم
امده بودی
تلنگری باشی برای زندگی ام
...
یا نقطه ی عطفی برای "ایستادنم"
...نمیدانم
امده بودی 
مرا از رفتن جای بگذاری
یا بروی و من
بمانم
ک بمانم
و ...
نمیدانم
باید چه کنم؟
اما میدانم
که اگر تکانی نخورم
نبض این
زندگی خواهد ایستاد
و من از ماندن میهراسم
سمیرا
*****************
امروز بعد دو سه روز از خونه رفتم بیرون
...
از بعد کلاس از پنجشنبه خونه بودم
...
بهر حال برا روحیه ام هم بد نبود
...
مامان با پسر خاله کار داشت
...
قرار بود
بریم خرید 
پیش دوستش
..
قرار بود

ادامه مطلب  

عاشق خسته وتنها  

من خسته شدم از تمام روزهایی که حداقل ۵ساعت تو سرما وگرما در خیابان های شهر قدم زدم .من کل شهر را به یادت با فکرت قدم زدم خسته شدم وقتی میخابم به یادم میفتی حالمو بد ميکني چون نیستی باعث افسردگی من میشود من از کجا بدانم تو هم عاشق هستی؟وهیچ کاری نميکني؟این همه سال چیکار ميکني؟خبر داری من از بین رفته ام ؟من خودم را از بین بردم.من با خودم حرف میزنم .سخت ترین مسیر را انتخاب میکنم عاقلانه فکر نمیکنم ودر پیاده روی هایم سر از جاهایی در می تورم که تا به

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1