تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


55  

ببخش اگه بعضی وقتا اخمام تو همه.ساكتم.تو شوخیاتون كمتر شركت میكنم.ببخش كه حالتو بهم می زنم.ببخش كه دوس داري جای دلداري دادن و اروم كردنم بدتر حالمو بد كنی.كه بهم بفهمونی حق ندارم جلوت ناراحتیمو نشون بدم چون تو اونقدر بداخلاق تر میشی كه حال منو هم بدتر میكنی!البته همش اشتباهات منه.چون تو حق داري هر وقت خواستی ناراحت و افسرده باشی و منم دنبالت راه بیافتم و دلداريت بدم و هی سعی كنم خوشحالت كنم!ببخش.من دیگه همه چیو میریزم تو خودم.بیشتر از همیشه...

ادامه مطلب  

عاشق خسته وتنها  

من خسته شدم از تمام روزهایی که حداقل ۵ساعت تو سرما وگرما در خیابان های شهر قدم زدم .من کل شهر را به یادت با فکرت قدم زدم خسته شدم وقتی میخابم به یادم میفتی حالمو بد میکنی چون نیستی باعث افسردگی من میشود من از کجا بدانم تو هم عاشق هستی؟وهیچ کاری نمیکنی؟این همه سال چیکار میکنی؟خبر داري من از بین رفته ام ؟من خودم را از بین بردم.من با خودم حرف میزنم .سخت ترین مسیر را انتخاب میکنم عاقلانه فکر نمیکنم ودر پیاده روی هایم سر از جاهایی در می تورم که تا به

ادامه مطلب  

پوریا عالمی  

به خاطر خودت می‌گویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
 
به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی
که ترست بریزد و در کوچ

ادامه مطلب  

 

گلوت كه چرك نداره ،علائم سرما خوردگی رو هم داري؟؟؟  نه فقط تب دارم .حس میكنم بدنم لمس شده..    +: بزار فشارت رو بگیرم ،از چیزی ترسیدی؟ كاش میشد كه بگم اره یه ترس عجیب...نكنه منو ولم كنه بره..نكنه تلفنام همش ریجكت بشه..نكنه دیگه منو نخواد...امروز بهم گفت"من دیگه اونو نمیخوام"....نكنه واقعا داره همه چی كمرنگ میشه..اره می ترسم دروغ چرا!از نبودش می ترسم حتی اگه ادای ادمای قوی رو در بیارم...امروز صبح وقتی توو مسیر بودم چشمام رو كه میبستم پر از حس ارامش بودم

ادامه مطلب  

 

مدرسه میرم به اصرار دوستم میرم پیشش حسش نبود اصلا. کارای گرافیکش دستمه موقته.امروز دوستم قاطی کرد با مدیره بحثش شد کلی باهاش حرف زدم. گفتم تو بری منم میرم به هوای تو اومدم چرا پای منو کشیدی وسط حوصله ندارم. روزا میان و میرن هفته بعد مراسم چهلم گرفته میشه. 

ادامه مطلب  

یکتای بیکران  

وقتی جانم از اندوه لبریز می شود و فریاد های گران ، در گلو گاهم سنگینی می کند و هر دم در تب و تاب است تا از تنگی وجودم رها شود و در فراخنای آسمان ، خواب خفتگان را بیاشوبد ، به یاد فریاد های خاموش تاریخ ، می افتم که چه رنج کشیدگانی ، دم بر نیاوردند و مردانه ، در اعماق زندگی خویش ، در سکوتی توام با تماشای هستی ، فرو غلطیدند. آه ... آیا جوانمردان تاریخ و صبوران عالم ، مرا به خاطر فریاد های لبریزم ، خواهند بخشید و در بزم عاشقانه خویش ، راهم خواهند داد ؟ ی

ادامه مطلب  

دنيا....  

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ بعضی ﺍﻓﺮﺍﺩ آنقدر خوبند ،که درنبودشان دل که هیچ ، دنیا هم تنگ میشود...
بعضی  هم آمده اند كه كلا دنیای تو رو خراب كنند 
با تولدشان
و با مرگشان 
ای زندگی بردار دست از امتحانم
چیزی نه میدانم نه می‌خواهم بدانم
 
 

ادامه مطلب  

نوشته دوم- خانم صاد و ذوق های شبانه اش  

از همان پست اول یک یاد محو و بازیگوش از تو آمد و چرخی زد بر کرانه بین النهرین. خیلی وقت ها در سکوت و با لطف دلخواه من می آمدی و برایم مینوشتی و بعد که هم را می دیدیم لطف بودنت کنارم تازه تر و خوش لعاب تر می شد.
فکر میکنم آنقدر بالغ و قوی و مؤمن شده ام که بدانم نمی شود از تو دست کشید گرچه بسیار تغییر کردی و دیگر آن آدم دلخواه نیستی توی جاده های قم و اصفهان و شهرکرد و چادر زنی ها گاه و بی گاه. تو، با ضریب اطمینان بالا فراموش شدی و رگه هایی از من را باخود

ادامه مطلب  

نوشته دوم- خانم صاد و ذوق های شبانه اش  

از همان پست اول یک یاد محو و بازیگوش از تو آمد و چرخی زد بر کرانه بین النهرین. خیلی وقت ها در سکوت و با لطف دلخواه من می آمدی و برایم مینوشتی و بعد که هم را می دیدیم لطف بودنت کنارم تازه تر و خوش لعاب تر می شد.
فکر میکنم آنقدر بالغ و قوی و مؤمن شده ام که بدانم نمی شود از تو دست کشید گرچه بسیار تغییر کردی و دیگر آن آدم دلخواه نیستی توی جاده های قم و اصفهان و شهرکرد و چادر زنی ها گاه و بی گاه. تو، با ضریب اطمینان بالا فراموش شدی و رگه هایی از من را باخود

ادامه مطلب  

پدر  

داشتم برای اخرین بار به ماه نگاه میکردم قبل از اینکه قصه این شب سیاه را در این کوچه تمام کنم، به شبی فکر میکردم مثل امشب که تو برای اخرین بار تماشایش کرده بودي و برای اخرین بار قدمهایت را روی سنگفرش همین کوچه گذرانده بودي، سردت بود دستهایت را کنار استینت پنهان کرده بودي و مثل همیشه بعداز کلی پیاده روی به در خانه رسیده بودي کلید انداخته بودي رسیده بودي به خانه گفته بودي: سرد است هوا چه سرد است، یخ زدیم، و من گفته بودم مادر گفته بود: خب چرا کا

ادامه مطلب  

75: دیدار  

سر ظهر زنگ زد من اومدم نزدیکای خونتون. میشه ببینمت. با لحن خیلی بدی گفتم نه دلم نمیخواد ببینمت. کجا بودي اون یکسال که بهت اصرار میکردم یه وقتی هم واسه من بزار؟؟؟ گفت کادوی ولنتاینتو میخوام بهت بدم. با لحن بدتر گفتم پارسال که میگفتی ولنتاین دیگه چیه ؟ چون چهار روز دیگه جدا میشم حالا یادت افتاده زن داري؟
گفتم خواهش میکنم دیگه زنگ نزن پیام نده نیا به دیدنم. روز سه شنبه توی دادگاه میبینمت.
گفت چهل کیلومتر راه اومدم که فقط تورو ببینم. راضیه من دوستت

ادامه مطلب  

لعنت به این خودازار  

شما که سواد داري،لیسانس داري،روزنامه‌خونیبا بزرگون می‌شینی، حرف میزنی، همه‌چی می‌دونیشما که کله‌ت پُره، معلّم مردم گنگیواسه هرچی که می‌گن جواب داريدر نمی‌مونیبگو از چیه که من، دلم گرفته؟راه میرم دلم گرفتهمی‌شینم دلم گرفتهگریه می‌کنم، می‌خندمپا میشم، دلم گرفته

ادامه مطلب  

چه خواهم نوشت؟  

اول می نویسم تا بعد تیتری برای نوشته ام انتخاب کنم. به این فکر میک ردم که چطور می توان روند خود را مورد بررسی قرار داد و بدانم که چه هستم. به نظر من آنچه هستم بر می گردد به آنچه عمل کرده ام ، نه آنچه فکر می کنم و در میان ترس ها این فکرها فرو می نشیند و تبدیل به خیالاتی می شود که هیچ آورده یی ندارد. هنوز هم نمی دانم چه نامی برای تیتر انتخاب کنم چون همواره از متمرکز بودن گریزان بوده ام. یکی از چالش های اصلی من در حال حاضر متمرکز بودن بر کار اکنون  و زم

ادامه مطلب  

13*10- قعر  

- بالرحمن -
 
افتاده ام در چاهی که کندنش را از ۱۰ سال پیش -بی آن که بدانم- شروع کردم. حالا نه فقط به آب نرسیده ام, بلکه زمین سنگلاخ شده و طنابی هم نیست که بالا بکشدم. بی راه پیش و پس, فقط نشسته ام به تقلای فکری که خودم می دانم راه به جایی نمی برد و این کلاف پیچ در پیچ درون هزارتوی مغز هزارها گره می خورد. من باز هم به اضطرار افتاده ام و با وقاحت تمام نگاهم را دوخته ام به آن نقطه ی روشن بالای چاه, به انتظار.
 
پ.ن: یادم باشد همیشه همه چیز اثر وضعی آنی ندارد.

ادامه مطلب  

گنجشک  

تا خواستم ازت تعریف کنم ...تا خواستم حالمو خوب کنم ...بازم نشد....
فقط خواستم یه دوری تو خیابون بزنم....
گنجشک بیچاره....افتاده بود وسط خیابون....
تا خواستم برمو برش دارم زدنو کشتنش....
فکر کردم فقط به آدما گیر دادی...
یعنی ممکن واسه حال گیری من اون گنجشکو به کشتن بدی..؟!
نه اسفند ...تو هم لنگه همون دوتایی...حالم ازت بهم میخور...
هر کار دوست دارين بکنین...ولی یادتون باشه...من هر روز دارم پوست کلفت تر میشم....
آهای  > انگار هنوز تموم نشده .....

ادامه مطلب  

مادر شهید معماریان  

امروز مادر شهید معماریان مهمون شهر ماست، داشتم توی خیابون رد میشدم و به سمت خونه مون می رفتم که یکی از آشناها رو دیدم که میزبان این خانم هستند. منو صدا زد و گفت مادر شهید معماریان اینجا توی مهمونسراست برید یک سری بهشون بزنید.
منم گفتم چشم و راهمو به سمت مهمونسرا کج کردم. وقتی به اتاقشون رفتم دیدم چند تا از دوستان و آشناها هم پیششون هستند. دوستم که از دیشب مادر شهید رو همراهی کرده گفت از دیشب تو فکر تو بودم و می خواستم بهت زنگ بزنم که بیای اینجا،

ادامه مطلب  

وقتی‌ باد آروم آروم، موتو نوازش می‌کنه  

شعرترانه: ژاکلین 
وقتی‌ باد آروم آروم، موتو نوازش می‌کنهطبیعت وجودتو اینقدر ستایش می‌کنهوقتی‌ که یواشکی خواب به سراغ تو میادبرای داشتن چشمای تو خواهش می‌کنهاین همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟این همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟!وقتی‌ شب فقط میاد، برای خوابیدن توخورشید از خواب پا می‌شه، تنها واسه دیدن تووقتی‌ که چشمه حریصه، واسه لمس تن تویا که پیچک آرزوشه، بشه پیراهن تواین همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟این همه عاشق داري، چطور حسودی

ادامه مطلب  

طنز  

ایندفعه  فقط به خاطر یه دوست مطلب شاد میزارم.
.
.
دیشب خونه نرفتم فرداش مامانم پرسید کجا بودي؟ گفتم پیش دوستم! مامانم به ۱۰تا از دوستام زنگ زد ۸ تاشون گفتن این جا بوده دوتاشونم گفتن هنوز اینجاس خوابه بیدار شد میگیم زنگ بزنه :|دیگه: ینی رفقایی دارمااا
.
.
اینایی که هر کاری در توانته براشون انجام میدی آخرش بهت میگن :مگه من ازت خواستم ؟؟؟” یعنی با آر پی جی ” بزنی لهشون کنی بازم کمه… خالی نمیشی !!!!
.
.
 
 

ادامه مطلب  

طنز  

ایندفعه  فقط به خاطر یه دوست مطلب شاد میزارم.
.
.
دیشب خونه نرفتم فرداش مامانم پرسید کجا بودي؟ گفتم پیش دوستم! مامانم به ۱۰تا از دوستام زنگ زد ۸ تاشون گفتن این جا بوده دوتاشونم گفتن هنوز اینجاس خوابه بیدار شد میگیم زنگ بزنه :|دیگه: ینی رفقایی دارمااا
.
.
اینایی که هر کاری در توانته براشون انجام میدی آخرش بهت میگن :مگه من ازت خواستم ؟؟؟” یعنی با آر پی جی ” بزنی لهشون کنی بازم کمه… خالی نمیشی !!!!
.
.
 
 

ادامه مطلب  

یک بهمن دوست داشتنی و عجیب!!  

بهمن ماه عجیبی بود. بعد از چهار پنج سال زبونت باز شد! چهار پنج سالی که لحظه لحظه بودنت رو اسکرین شات گرفتم که بفهمم چه ساعتی اومده و چی رو خونده؟! چهار پنج سالی که هر وبلاگی نوشتم، آدرساش رو بهت دادم و ندادم پیدام کردی! باب دنباله رو! بابا کارآگاه گجت! من تو کارت موندم خب! باور کن! یعنی اصلا متوجه نمی شم چرا هرجایی که نوشتم بودي! باور کن گاهی به سرم میزد که اشتباه میکنم اما جالبه که همه چی واقعی بود! هیچ چیزی خواب نبود! و تویی که مدام تو خوابهای من ب

ادامه مطلب  

119  

مهم اینه شب كه میخوای بخوابی ؛
خودت نسبت به خودت چه حسی داشته باشی ،
وگرنه با یكم آرایش یا ته ریش خیلیا می تونن توی طول روز تو رو دوست داشته باشن!
واای چه موهای صاف قشنگی داري ؛
واای چقد عطرت خوبه و .. مهم نیست ..
بیا توی تاریكی، بیا توی شب، حالا چشماتو ببند نگاه كن ؛
نظر خودت راجب خودت چیه؟ چشماتو ببند و خودتو ببین :)

ادامه مطلب  

تا ابد دوستت دارم  

 
تا ابد دوستت دارم
 
امروز دو ماه از تولد عشقم گذشته و خواستم یادش باشه همیشه تا ابد دوستش دارم، و هفت زیباترین شماره در زندگیم شده
الان که برات مینویسم توی راه هستم ، از یه راه دور میام پیش عشقم
میخوام غافلگیر بشی
دلم بی تاب شده
طاقت نداره
طاقت بیار دل من
غروب امروز زیباترین غروبت خواهد بود
دوباره عشقت رو میبینی و میبوسی
و تو چشمای مهربونش نگاه میکنی و میگی دوسش داري
تا ابد دوسش داري
امروز لبخند عشقت رو میبینی
 

ادامه مطلب  

رابطه مولفه هاي سرمايه روان شناختي و مولفه هاي تعهد سازماني  

 رابطه مولفه های سرمایه روان شناختی و مولفه های تعهد سازمانی 
نویسندگان: رضا هویدا ، حجت اله مختاری ، محمد فروهر   
چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه مولفه های سرمایه روان شناختی وابعاد تعهد سازمانی اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان بود. به این منظور، از میان 463 عضو هیات علمی تعداد 106 نفر برای پژوهش به روش تصادفی ساده گزینش شدند. به منظور بررسی سرمایه روان شناختی از پرسشنامه استاندارد لوتانز و همكاران (2007) استفاده گردید. پایائی این پرسشنامه

ادامه مطلب  

اعترافات 2  

امشبوقتی داشتن بچه ها حرف میزدندیه لحظه ساکت شدمو سعی کردمفقط"ببینم"!!!از خودم ناراحتم که چرا نمی تونمخوبی ها و زیبایی ها دیگران رو "ببینم"حس میکنموجودم خواب آلوده!!!هی چشماش بسته میشههی تار میشه همه چیزاما من نبایدخوابم ببره!!!بایدبیدار باشمتاببینمزیبایی ها و خوبی هایدیگران رو* امشب حرفهای ناراحت کننده ای شنیدمصحبت از این بود کهفلانی با فلانیسر یک موضوعی به اختلاف خورده اندو  دچار کدورت نسبت به هم شده اندمن با یک نفرشون کمی صحبت کردمام

ادامه مطلب  

هدف الي الله  

اگه برای زندگیت هدف تعیین نكنی اخرش كه میرسی فقط باختی...!...
هدف هم پول و دنیا باشه و تلاش برای زندگی بهتر اخرش پوچیه...!...
.
هدفتون بالاتر از این حرف ها باشه ، هدف سیر در مسیر الله و تشویق همه به این مسیر باشه اخرش میگی خدایا من با این همه اومدم كه ته نداره و بهشون اضافه میشن....
اون وقت میتونی با قلب ارام و ضمیر روشن با امید به فضل پروردگار اخرش رو تموم كنی...
پول و مادیات رو خدا خودش تضمین كرده كه میده....چقد بهش اطمینان داري؟
بسم الله....

ادامه مطلب  

هدف الي الله  

اگه برای زندگیت هدف تعیین نكنی اخرش كه میرسی فقط باختی...!...
هدف هم پول و دنیا باشه و تلاش برای زندگی بهتر اخرش پوچیه...!...
.
هدفتون بالاتر از این حرف ها باشه ، هدف سیر در مسیر الله و تشویق همه به این مسیر باشه اخرش میگی خدایا من با این همه اومدم كه ته نداره و بهشون اضافه میشن....
اون وقت میتونی با قلب ارام و ضمیر روشن با امید به فضل پروردگار اخرش رو تموم كنی...
پول و مادیات رو خدا خودش تضمین كرده كه میده....چقد بهش اطمینان داري؟
بسم الله....

ادامه مطلب  

مرگ  

مرگ که خبر نمیکنه میکنه؟؟؟
یهودیدی  صبح که چشماتو کنار عشقت باز کردی  متوجه شدی نفس نمیکشه 
بعدش میخوایی چیکار کنی 
میتونی بهش بگی دوستش داري
میتوتی بهش بگی عاشقشی
پس همین الان غرورتو بذار کنار 
برو و بهش بگو دوستش داري
نوشته:مهسیما

ادامه مطلب  

مرگ  

مرگ که خبر نمیکنه میکنه؟؟؟
یهودیدی  صبح که چشماتو کنار عشقت باز کردی  متوجه شدی نفس نمیکشه 
بعدش میخوایی چیکار کنی 
میتونی بهش بگی دوستش داري
میتوتی بهش بگی عاشقشی
پس همین الان غرورتو بذار کنار 
برو و بهش بگو دوستش داري
نوشته:مهسیما

ادامه مطلب  

٠١:٥٨  

همین الانی كه دراز كشیدمو پاهامو زدم به دیوارو دارم فرت و فرت تایپ میكنمو خزعبلاتمو تو وبلاگم مینویسم و تو فكر اینم كه الان برم حموم یا بذارم بعدا كه از بیمارستان برگشتم برم حموم كه یهو تو حموم غش نكنم، چون كه الان ده روزه فشار من بازیش گرفته و هی هُری میریزه پایین و منم هی غش میكنم و سرمم داره میتركه از درد و اینكه گشنمم هست ولی چون حالت تهوع دارم نمیخوام چیزی بخورم. اِنی وی میخوام بگم حالم مث اوناییه كه تازه شیمی درمانی كردن و وقتی سمی كه بهش

ادامه مطلب  

٠١:٥٨  

همین الانی كه دراز كشیدمو پاهامو زدم به دیوارو دارم فرت و فرت تایپ میكنمو خزعبلاتمو تو وبلاگم مینویسم و تو فكر اینم كه الان برم حموم یا بذارم بعدا كه از بیمارستان برگشتم برم حموم كه یهو تو حموم غش نكنم، چون كه الان ده روزه فشار من بازیش گرفته و هی هُری میریزه پایین و منم هی غش میكنم و سرمم داره میتركه از درد و اینكه گشنمم هست ولی چون حالت تهوع دارم نمیخوام چیزی بخورم. اِنی وی میخوام بگم حالم مث اوناییه كه تازه شیمی درمانی كردن و وقتی سمی كه بهش

ادامه مطلب  

آدما  

بعضی وقتها فقط یه تلنگر کوچیک کافیه تا منفجر شی،
تا از بالای یه بلندی پرت شی پایین،
تا اون ظاهر خوشحال و لبخند مسخرت از بین بره..!
بعضی وقت ها اونقدر حرف و درد داري
که نمیدونی باید از کجا شروع کنی
و کی رو مقصر بدونی،خودت رو زندگی رو و یا....!!
دقیقأ همونجاست
که هرچیز کوچیکی رو بزرگ میکنی
تا راحت تر گریه کنی،
تا خودت رو خالی کنی،
فحش بدی و داد بزنی...!
اما بالاخره یه جایی دیگه کم میاری،
خسته میشی و زل میزنی به یه گوشه،
دیگه بغض هم نمیکنی،
کلی حرف دار

ادامه مطلب  

دل نوشت 36  

حرفایی که بهم زد دوباره حال و روزمُ داغون کرد،خدایا من از کل دنیات فقط یه نفرو خواستم ازت،انتظار زیادی بود؟؟اگه میخواد بره چرا گذاشتی پا بذاره تو زندگیم؟؟چرا داري دیوونم میکنی؟؟چطور اشکای منو تحمل میکنی...
میسوزم وقتی میبینم اول صبح میره اینستاشو چک میکنه
ولی نمیاد بپرسه حالت چطوره،نمیاد بگه با حرفایی که دیشب زدم و داغونت کردم الان چطوری!!
مگه یه آدم چقد تحمل داره..اونم منی که اینقد کم تحملم..
بهم گفت اگه برم شاید دوسال دیگه واسه همیشه برگرد

ادامه مطلب  

خواستم تا نظری بنگرم و بازآیم / گفت از این کوچه ما راه به در می‌نرود  

در من این عیب قدیمست و به در می‌نرودکه مرا بی می و معشوق به سر می‌نرود
صبرم از دوست مفرمای و تعنت بگذارکاین بلاییست که از طبع بشر می‌نرود
مرغ مألوف که با خانه خدا انس گرفتگر به سنگش بزنی جای دگر می‌نرود
عجب از دیده گریان منت می‌آیدعجب آنست کز او خون جگر می‌نرود
من از این بازنیایم که گرفتم در پیشاگرم می‌رود از پیش اگر می‌نرود
خواستم تا نظری بنگرم و بازآیمگفت از این کوچه ما راه به در می‌نرود
جور معشوق چنان نیست که الزام رقیبگویی ابریست که

ادامه مطلب  

تلفن همراه  

 
تلفن همراه
به محض اینکه که متوجه شدم نیست دست و پاموگم کردم و به هم ریختم.
سوار اتوبوس بودم و داشتم می رفتم دانشگاه. هر چی دور و برم را نگاه کردم کسی را نمی شناختم تا ازش کمک بگیرم. بغل دستی ام هم پیرمردی بود ناشناس ، که از همون اول خر وپف حسابی به راه انداخته بود. و فرصتی نشد تا باهاش سر صحبت باز کنم و درد دل کنم.
پریشانی احوالم باعث شد که بر خلاف دفعات قبل توی اتو بوس خوابم نبره تا حداقل برای لحظاتی فراموشش کنم.
با دوستم قرار داشتم به محض رسیدن

ادامه مطلب  

تلفن همراه  

 
تلفن همراه
به محض اینکه که متوجه شدم نیست دست و پاموگم کردم و به هم ریختم.
سوار اتوبوس بودم و داشتم می رفتم دانشگاه. هر چی دور و برم را نگاه کردم کسی را نمی شناختم تا ازش کمک بگیرم. بغل دستی ام هم پیرمردی بود ناشناس ، که از همون اول خر وپف حسابی به راه انداخته بود. و فرصتی نشد تا باهاش سر صحبت باز کنم و درد دل کنم.
پریشانی احوالم باعث شد که بر خلاف دفعات قبل توی اتو بوس خوابم نبره تا حداقل برای لحظاتی فراموشش کنم.
با دوستم قرار داشتم به محض رسیدن

ادامه مطلب  

تصادف  

روز 10 مهر بود.به نوعی اولین روز دانشگاه در ترم جدید.
ساعت 10 کلاس داشتم.که ماشینمو برداشتم رفتم .کلاس زود تموم شد .
وقنی برگشتم ماشینمو پارک کرده بودم .یه لحظه با خودم گفتم چرا این همه راه رو برم تا دور بزنیم.همینجا دور میزنم برمیگردم بریدگی قبلی.
چشمتون روز بد نبینه.بدون توجه به عقب خواستم دور بزنم که تققققققققق
یه ماشین زد بهم!
ماشین من که حسابی داغون شد.
ماشین اونم از بیمه ماشین من استفاده کردیم.
خواستم بنویسم که همیششششه رعایت کردن قانون  به

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1